مهلت خواستن متارکه خواستن
درنگ خواستن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
درنگ خواستن. [ دِ رَ خوا / خا ت َ ]( مص مرکب ) مهلت خواستن. متارکه خواستن :
گر ایدون که یک ماه خواهی درنگ
زلشکر سواری نیاید به جنگ.
وگر جنگ خواهی بیارای جنگ.
گر ایدون که یک ماه خواهی درنگ
زلشکر سواری نیاید به جنگ.
فردوسی.
اگر خواهی از من زمان و درنگ وگر جنگ خواهی بیارای جنگ.
فردوسی.
کلمات دیگر: