کلمه جو
صفحه اصلی

جعظ

لغت نامه دهخدا

جعظ. [ ج َ ] ( ع ص ) مرد دفزک متکبر بدخوی که وقت طعام خشم گیرد. ( منتهی الارب ). مردم بدخوی. ( مهذب الاسماء ).

جعظ. [ ج َ ] ( ع مص ) راندن و بازداشتن. ( منتهی الارب ).

جعظ. [ ج َ ] (ع ص ) مرد دفزک متکبر بدخوی که وقت طعام خشم گیرد. (منتهی الارب ). مردم بدخوی . (مهذب الاسماء).


جعظ. [ ج َ ] (ع مص ) راندن و بازداشتن . (منتهی الارب ).



کلمات دیگر: