کلمه جو
صفحه اصلی

خرزاسف

لغت نامه دهخدا

خرزاسف. [ خ َ س ِ ] ( اِخ ) ابن کی شواسف. وی بنقل ابن بلخی همان ارچاسپ است. رجوع به ارجاسف شود.


کلمات دیگر: