کلمه جو
صفحه اصلی

تنشئه

لغت نامه دهخدا

( تنشئة ) تنشئة. [ ت َ ش ِ ءَ ] ( ع مص ) بپروردن و ببالاییدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). پروردن و زنده کردن و گولانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). پروردن. ( اقرب الموارد ): نُشِّی َٔ ( مجهولاً ) تنشئةً؛ آفرید و زیست و گوالید و جوان گشت. و قراءالکوفیون او من ینشاء ( بفتح شین ). ( ناظم الاطباء ).

تنشئة. [ ت َ ش ِ ءَ ] (ع مص ) بپروردن و ببالاییدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). پروردن و زنده کردن و گولانیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). پروردن . (اقرب الموارد): نُشِّی َٔ (مجهولاً) تنشئةً؛ آفرید و زیست و گوالید و جوان گشت . و قراءالکوفیون او من ینشاء (بفتح شین ). (ناظم الاطباء).



کلمات دیگر: