کلمه جو
صفحه اصلی

بلقه

لغت نامه دهخدا

( بلقة ) بلقة. [ ب ُ ق َ ] ( ع اِ ) پیسگی. ( منتهی الارب ). سیاهی و سپیدی.( از اقرب الموارد ). بَلَق. و رجوع به بلق شود. || ( ص ) مختلف اللون و رنگارنگ. ( ناظم الاطباء ).

بلقة. [ ب ُ ق َ ] (ع اِ) پیسگی . (منتهی الارب ). سیاهی و سپیدی .(از اقرب الموارد). بَلَق . و رجوع به بلق شود. || (ص ) مختلف اللون و رنگارنگ . (ناظم الاطباء).



کلمات دیگر: