کلمه جو
صفحه اصلی

بلنقع

لغت نامه دهخدا

بلنقع. [ ب َ ل َ ق َ ] ( ع ص ، ازاتباع ) طریق صلنقع بلنقع؛ یعنی راه پیدا و روشن. ( منتهی الارب ). تأکیدی است صَلَنقع را، چنانکه گویند مکان صلنقع بلنقع. ( از ذیل اقرب الموارد از قاموس ).


کلمات دیگر: