اطمع. [ اَ م َ ] ( ع ن تف ) طامعتر. پرطمعتر. آزمندتر.- امثال : اطمع من اشعب . اطمع من طفیل . اطمع من فلحس . اطمع من قالب الصخرة.اطمع من مقمور.
[ویکی الکتاب] معنی أَطْمَعُ: طمع دارمریشه کلمه: طمع (۱۲ بار)امید. . در مجمع فرموده: طمع علاقه نفس است به نفع مظنون نظیر آن است امل و رجاء و نقیض آن یأس است. . از جمله آیات خدا آن است که برق را به شما مینمایاند تا هم بترسید و هم به رحمت خدا امیدوار باشید.wikialkb: أَطْمَع