کلمه جو
صفحه اصلی

اسبرسب

لغت نامه دهخدا

اسبرسب. [ اَ رَ ] ( اِ مرکب ) اسپ رس که عرصه و میدان باشد. ( مؤید الفضلاء ).


کلمات دیگر: