کلمه جو
صفحه اصلی

شیگرا

پیشنهاد کاربران

شیر پارسی
نام علمی: Panthera Leo Persica

پارسی باستان: شگرا
پارسی پهلوی:شگر
پارسی نوین: شیر

واژه "شیر" یک واژه آریایی به مئنای "بریدن" و "پاره کردن" است. هم در پارسی و هم در انگلیسی واژگان دیگری با همین ریشه وجود دارند:

پارسی:
شکار: تکه تکه کردن
شغال: جانور درنده
شیر ( آب ) : چند پاره و بخش کردن آب
شمشیر: شم ( ترس ) شیر ( پاره کننده )
شیرازه: جایی که چند بخش به هم می پیوندند.

انگلیسی:
shear پاره کردن
shears قیچی بزرگ
share بریدن و پخش کردن

شیر در جهان تنها در دو خشکسار آسیا و آفریکا یافت می شود که شیر آسیایی را به صورت ئلمی "شیر پارسی" می نامند. شیر پارسی از هزاران سال پیش در "ایران بزرگ" شامل خاور تورکیه، میان رودان و خوزستان و پارس و پیرامون رود سند و بنگلادش زیست می کرد ولی هم اکنون در ایران نابود شده است و تنها هم تباران آن در پارک جنگلی "ساسان گیر" در استان گجرات هندوستان زندگی می کنند که شامل 110 شیر نر، 200 شیر ماده و 213 توله شیر هستند!

بنابر روایتی آخرین شیر پارسی بدست ظل السلطان پسر ناصرالدین شاه، پیش از سال 1298 خورشیدی شکار شد؛ ولی یک گزارش دیگر از مهندسان آمریکایی هنگام ساخت راه آهن، حضور یک جفت شیر پارسی را در نزدیکی دژپل ( دزفول ) در سال 1320 بیان می کند.

از آن جایی که در آسیا "شیر" از ایران ریشه می گیرد، در بسیاری از زبان ها همان واژه "شیر" به کار می رود:

آذری: شیر
اردو: شیر
ازبکی: شیر
پشتو: شیر
پنجابی: شیر
هندی: شیر
چینی: شیزی
ژاپنی: شیشی
کره ای: ساجا


کلمات دیگر: