پر که بر نان زنند . منسغه
مندغه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( مندغة ) مندغة. [ م ِ دَ غ َ ] ( ع اِ ) پر که بر نان زنند. منسغة. ( مهذب الاسماء ). پر کلیچه و نان که از پرهای مرغ و آهن باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). دسته ای از پرهای دنب مرغ و جز آن که به هم بسته و نانوا، نان را بدان نقش و نگار می کند. ( ناظم الاطباء ). دسته ای از پرهای دم پرندگان و جز آن که نانوا به وسیله آن نان را نقش و نگار کند و همچنین است اگر از آهن باشد. ( ازاقرب الموارد ). || سپیدی بن ناخن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مندغة. [ م ِ دَ غ َ ] (ع اِ) پر که بر نان زنند. منسغة. (مهذب الاسماء). پر کلیچه و نان که از پرهای مرغ و آهن باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). دسته ای از پرهای دنب مرغ و جز آن که به هم بسته و نانوا، نان را بدان نقش و نگار می کند. (ناظم الاطباء). دسته ای از پرهای دم پرندگان و جز آن که نانوا به وسیله ٔ آن نان را نقش و نگار کند و همچنین است اگر از آهن باشد. (ازاقرب الموارد). || سپیدی بن ناخن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات دیگر: