توجه داشتن : متوجه بودن
التفات داشتن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
التفات داشتن. [ اِ ت ِ ت َ ] ( مص مرکب ) توجه داشتن. متوجه بودن. پروا کردن. نگریستن :
التفات از همه عالم بتو دارد سعدی
همتی کان بتو مصروف بود قاصر نیست.
التفات از همه عالم بتو دارد سعدی
همتی کان بتو مصروف بود قاصر نیست.
سعدی.
و رجوع به التفات کردن شود.کلمات دیگر: