به ناگاه در آینده بی دستوری . آنکه بی دستور و به ناگاه در می آید .
مندمق
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مندمق . [ م ُ دَ م َ ] (ع اِ) جای درآمدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مدخل . (اقرب الموارد).
مندمق. [ م ُ دَ م َ ] ( ع اِ ) جای درآمدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مدخل. ( اقرب الموارد ).
مندمق. [ م ُ دَ م ِ ] ( ع ص ) به ناگاه درآینده بی دستوری. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). آنکه بی دستوری و به ناگاه درمی آید. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || زایل گردنده از جایی. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). از جای خود زایل شونده. ( ناظم الاطباء )( از اقرب الموارد ). || صیادی که در کازه پنهان می گردد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به اندماق شود.
مندمق. [ م ُ دَ م ِ ] ( ع ص ) به ناگاه درآینده بی دستوری. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). آنکه بی دستوری و به ناگاه درمی آید. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || زایل گردنده از جایی. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). از جای خود زایل شونده. ( ناظم الاطباء )( از اقرب الموارد ). || صیادی که در کازه پنهان می گردد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به اندماق شود.
مندمق . [ م ُ دَ م ِ ] (ع ص ) به ناگاه درآینده بی دستوری . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). آنکه بی دستوری و به ناگاه درمی آید. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || زایل گردنده از جایی . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). از جای خود زایل شونده . (ناظم الاطباء)(از اقرب الموارد). || صیادی که در کازه پنهان می گردد. (ناظم الاطباء). رجوع به اندماق شود.
کلمات دیگر: