کلمه جو
صفحه اصلی

ممتد کردن

مترادف و متضاد

prolong (فعل)
دراز کردن، بتاخیر انداختن، طولانی کردن، طول دادن، امتداد دادن، امتداد یافتن، بطول انجامیدن، ممتد کردن


کلمات دیگر: