کلمه جو
صفحه اصلی

از جای شدن

پیشنهاد کاربران

از جای شدن. برخاستن، به حرکت در آمدن.

عصبانی شدن و برانگیخته شدن

خشمگین و ناراحت شدن ، متغیر و دگرگون شدن حال

کنایه از اشفته شدن

از جای شدن: بر آشفتن.
( ( به خدمت شیر رفت و باز رسانید. شیر از جای بشد و اندهگین گشت. ) )
( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۴۵۱ ) .

عصبانی شدن یا بر انگیخته شدن

عصبانی شدن👩‍🦯


کلمات دیگر: