کلمه جو
صفحه اصلی

من کشف کردم

مترادف و متضاد

discover (فعل)
پیدا کردن، دریافتن، کشف کردن، یافتن، پی بردن، مکشوف ساختن، من کشف کردم


کلمات دیگر: