کلمه جو
صفحه اصلی

ریش دراوردن

فرهنگ فارسی

( ریش در آوردن ) ریشدار شدن . ریش آوردن . یا پیر و بی مصرف و بی حاصل شدن .

لغت نامه دهخدا

( ریش درآوردن ) ریش درآوردن. [ دَ وَ دَ ] ( مص مرکب ) ریشدار شدن. التحاء. ریش آوردن. || پیر و بی مصرف و بی حاصل شدن. از حیز انتفاع افتادن. ( فرهنگ لغات عامیانه ).

پیشنهاد کاربران

خط آوردن ؛ پدید شدن موی نخستین بار بر پشت لب یا کنار رخسار. ( یادداشت بخط مؤلف ) .
- خط دمیدن ؛ پدید شدن موی در صورت :
ز مرزنگوش خط نو دمیده
بسی دل را چو طره سر بریده.
نظامی.


کلمات دیگر: