خطی که برای بطلان چیزی کشیدن باطل کردن .
خط بطلان کشیدن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خط بطلان کشیدن. [ خ َطْ طِ ب ُ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) خطی برای بطلان چیزی کشیدن. باطل کردن.
پیشنهاد کاربران
خط بر سر چیزی کشیدن ؛ خط بطلان بر چیزی کشیدن. کنایه از صرف نظر کردن و درگذشتن از چیزیست.
کلمات دیگر: