شمشیر یا تیزی و زخم گاه شمشیر
مضربه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( مضربة ) مضربة. [ م َ رَ / رِ ب َ ] ( ع اِ ) شمشیر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || تیزی و زخم گاه شمشیر. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).
مضربة. [ م َ رَ / رِ ب َ ] (ع اِ) شمشیر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || تیزی و زخم گاه شمشیر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء).
پیشنهاد کاربران
زخمگه. [ زَ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) جای فرود آمدن شمشیر و دیگر آلات جارحه. مضرب سیف. زخمگاه. رجوع به زخم و زخمگاه و زخمه گاه شود. || نشانه. هدف. غرض. زخمگاه :
از خط این دایره در خط مباش
زخمگه چرخ مخطط مباش.
نظامی.
ای زخمگه ملامت من
هم قافله قیامت من.
نظامی.
رجوع به زخمگاه و زخمه گاه و زخم شود.
|| جای زخم. محلی از بدن که قبلاً مجروح بوده و اکنون التیام یافته. محل ریش :
درستی بود زخمها را ز خون
ولی زخمگه موی نارد برون.
نظامی.
رجوع به زخم شود.
از خط این دایره در خط مباش
زخمگه چرخ مخطط مباش.
نظامی.
ای زخمگه ملامت من
هم قافله قیامت من.
نظامی.
رجوع به زخمگاه و زخمه گاه و زخم شود.
|| جای زخم. محلی از بدن که قبلاً مجروح بوده و اکنون التیام یافته. محل ریش :
درستی بود زخمها را ز خون
ولی زخمگه موی نارد برون.
نظامی.
رجوع به زخم شود.
کلمات دیگر: