اخراب. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ خُربة و خِربَه و خَرَب.
اخراب. [ اِ ] ( ع مص ) ناآباد گردانیدن چیزی را. ویران کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). ویران کردن خانه را.
اخراب. [ اَ ] ( اِخ ) موضعی است به نجد. ( منتهی الارب ). و ثغور و حدود را اخراب گویند واخراب غرور موضعی است در شعر جمیل. ( مراصدالاطلاع ).
اخراب. [ اِ ] ( ع مص ) ناآباد گردانیدن چیزی را. ویران کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). ویران کردن خانه را.
اخراب. [ اَ ] ( اِخ ) موضعی است به نجد. ( منتهی الارب ). و ثغور و حدود را اخراب گویند واخراب غرور موضعی است در شعر جمیل. ( مراصدالاطلاع ).