کلمه جو
صفحه اصلی

اتمهلال

فرهنگ فارسی

راست شدن

لغت نامه دهخدا

اتمهلال.[ اِ م ِ ] ( ع مص ) دراز و راست و سخت گردیدن. ( منتهی الارب ). || راست شدن. راست ایستادن. تمام قدشدن. || آرمیدن. || سست شدن.


کلمات دیگر: