کلمه جو
صفحه اصلی

جلیقی

لغت نامه دهخدا

جلیقی. [ ج ِل ْ لی ] ( ص نسبی ) نسبت است به جلیقیه و جلیقة. ( از معجم البلدان ). رجوع به آن دو شود.

جلیقی. [ ج ِل ْ لی ] ( اِخ ) عبدالرحمان بن مروان از کسانی است که در زمان بنی امیه باندلس هجرت کرد و در اخباروی تاریخی تألیف گردیده است. ( از معجم البلدان ).

جلیقی . [ ج ِل ْ لی ] (اِخ ) عبدالرحمان بن مروان از کسانی است که در زمان بنی امیه باندلس هجرت کرد و در اخباروی تاریخی تألیف گردیده است . (از معجم البلدان ).


جلیقی . [ ج ِل ْ لی ] (ص نسبی ) نسبت است به جلیقیه و جلیقة. (از معجم البلدان ). رجوع به آن دو شود.



کلمات دیگر: