داخل کردن
اتلاج
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اتلاج. [ اِت ْ ت ِ ] ( ع مص ) درآمدن. || درآوردن. ( منتهی الارب ).
اتلاج. [ اِ ] ( ع مص ) داخل کردن. ( منتهی الارب ). گشاده کردن. ولوج. ( زوزنی ). گشاده کردن دل.
اتلاج. [ اِ ] ( ع مص ) داخل کردن. ( منتهی الارب ). گشاده کردن. ولوج. ( زوزنی ). گشاده کردن دل.
اتلاج . [ اِ ] (ع مص ) داخل کردن . (منتهی الارب ). گشاده کردن . ولوج . (زوزنی ). گشاده کردن دل .
اتلاج . [ اِت ْ ت ِ ] (ع مص ) درآمدن . || درآوردن . (منتهی الارب ).
کلمات دیگر: