کلمه جو
صفحه اصلی

اتمار

فرهنگ فارسی

بحد خرما رسیدن رطب

لغت نامه دهخدا

اتمار. [ اِ ] ( ع مص ) بحد خرما رسیدن رطب. || بار آوردن خرمابن یا بار آن بحد رطب رسیدن. || خرما خورانیدن. خرما دادن. || صاحب و خداوند خرما شدن. بسیارخرما شدن. ( تاج المصادر بیهقی ).


کلمات دیگر: