کلمه جو
صفحه اصلی

اثارب

لغت نامه دهخدا

اثارب. [ اَرِ ] ( ع اِ ) ج ِ اَثْرُب. جج ِ ثَرْب. ( منتهی الارب ).

اثارب. [ اَرِ ] ( اِخ ) قلعه معروفی است که تا حلب تقریباً سه فرسخ مسافت دارد. ( مراصد ). دژ استواری است بین حلب وانطاکیه که فرنگیان وقتی بر آنجا مستولی بودند و مسلمین آن را بازگرفتند. ( سمعانی ذیل کلمه اثاربی ).

اثارب . [ اَرِ ] (اِخ ) قلعه ٔ معروفی است که تا حلب تقریباً سه فرسخ مسافت دارد. (مراصد). دژ استواری است بین حلب وانطاکیه که فرنگیان وقتی بر آنجا مستولی بودند و مسلمین آن را بازگرفتند. (سمعانی ذیل کلمه ٔ اثاربی ).


اثارب . [ اَرِ ] (ع اِ) ج ِ اَثْرُب . جج ِ ثَرْب . (منتهی الارب ).



کلمات دیگر: