عصبانی شد.
از جای بشد
دانشنامه عمومی
پیشنهاد کاربران
از جای بشد :از کوره در رفت.
"خواجه احمد او را گفت 《 در همه کارها ناتمامی. 》وی نیک از جای بشد . "
تاریخ بیهقی، دکتر فیاض، ۱۳۸۴ ، ص ۲۲۹.
"خواجه احمد او را گفت 《 در همه کارها ناتمامی. 》وی نیک از جای بشد . "
تاریخ بیهقی، دکتر فیاض، ۱۳۸۴ ، ص ۲۲۹.
کلمات دیگر: