کلمه جو
صفحه اصلی

انفاج

لغت نامه دهخدا

انفاج. [ اِ ] ( ع مص ) جدا کردن آوند از پستان وقت دوشیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). جدا کردن ظرف از پستان هنگام دوشیدن. ( از اقرب الموارد ). ابانه. ( تاج المصادر بیهقی ). || برجهانیدن و دوانیدن خرگوش را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). برانگیختن خرگوش و جز آن را از لانه اش. ( از اقرب الموارد ). برانگیختن خرگوش. ( تاج المصادر بیهقی ). برانگیختن شکار را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).


کلمات دیگر: