کلمه جو
صفحه اصلی

دوجداره


برابر پارسی : دولایه، دودیواره، دوپوسته

پیشنهاد کاربران

double skin; double glazing ( in windows )

دو تیکه، دو لایه


دو لایه

دو جداره : به کنایه دو رو , خبر چین .
( ( در نیمه باز ماند و آرزو گوشی تلفن را برداشت . "همین حالا قال قضیه را بِکَنم ، واِلا از دست ماه منیر و جاسوس دوجداره اش خلاصی نداریم . " ) )
( ( عادت می کنیم ، زویا پیرزاد ، چاپ 23 ، 1390 ، ص12. ) )


کلمات دیگر: