خورنه. [ خ َ وَ ن َ ] ( اِخ ) خورنق که کوشک بهرام است. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به ایران در زمان ساسانیان ص 15 و 92 شود.
خورنه. [ خُرْ ن ِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش سنجابی شهرستان کرمانشاه ، واقع در شمال خاوری کوزران و خاور باوان سردار. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات و چغندرقند و صیفی و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری. راه مالرو است و در تابستان می توان اتومبیل برد. این دهکده از دو محل بفاصله دو کیلومتر و معروف به علیا و سفلی تشکیل شده است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
خورنه. [ خُرْ ن ِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش سنجابی شهرستان کرمانشاه ، واقع در شمال خاوری کوزران و خاور باوان سردار. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات و چغندرقند و صیفی و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری. راه مالرو است و در تابستان می توان اتومبیل برد. این دهکده از دو محل بفاصله دو کیلومتر و معروف به علیا و سفلی تشکیل شده است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).