کلمه جو
صفحه اصلی

خورونده

لغت نامه دهخدا

خورونده. [ خُرْ وَ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سردرود بخش رزن شهرستان همدان ، واقع در شمال باختری قصبه رزن و شمال باختری دمق.این ده در دامنه کوه قرار دارد با هوای سرد و 750 تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آن غلات دیم و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. از صنایع دستی زنان قالی بافی. راه مالرو است و در تابستان از دمق می توان اتومبیل برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

دانشنامه عمومی

مختصات: ۳۵°۳۱′۳۳″ شمالی ۴۸°۴۷′۲۸″ شرقی / ۳۵٫۵۲۵۸۳°شمالی ۴۸٫۷۹۱۱۱°شرقی / 35.52583; 48.79111
خورونده، روستایی است از توابع بخش سردرود شهرستان رزن در استان همدان ایران می باشد که مردمان آن در اصل کوچنده هایی از کرد بودند ولی به دلیل تبعیت از محیط اطراف مجبور شدند زبان خود را به ترکی تغییر دهند به همین دلیل نیز در زبان آن ها می توان کلمات کردی نیز یافت ولی زبان گفتاری آن ها ترک است. این روستا از داروهای گیاهی بی نظیری برخوردار است.کارگاه تولیدی پوشاک، استخرهای پرورش ماهی، گاوداری ها، دامداری ها، مزرعه های کشت سیب زمینی و گندم موجود در روستا نقش بسزایی در تولید گوشت و محصولات کشاورزی در استان را ایفا می کند.از مکان های دیدنی روستا می توان دربند، کوه بغراطی، بادامزار، نظرگاه و مزرعه های بزرگ و باصفا را نام برد.اهالی روستای خورونده مردمی خون گرم، مهمان نواز و با فرهنگ هستند؛ به طوری که این روستا در منطقه و شهرستان نقش برجسته ای از از نظر فرهنگی ایفا می کند.
براساس سرشماری سال ۱۳۹۵جمعیت آن ۲۰۲۶ نفر (۶۱۱ خانوار) بوده است.

پیشنهاد کاربران

روستای عطراگین



کلمات دیگر: