ملک زاده . شاهزاده .
ملک زاد
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ملک زاد. [ م َ ل ِ ] ( ن مف مرکب ، اِ مرکب ) ملک زاده. شاهزاده. فرزند شاه : پارسا بود و سخت با رای و تدبیر بود چنانکه ملک زادان باشند. ( ترجمه طبری از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به ملک زاده شود.
پیشنهاد کاربران
عبدالقیوم ملکزاد متولد ۱۹۶۰ میلادی، در ولایت فاریاب و از شعرا ونویسندگان افغانستان است. او آثار زیادی در نثر و نظم دارد . ملکزاد وظایف مهم دولتی را به عهده داشته و همین اکنون سفیر افغانستان در داکه پایتخت جمهوری مردم بنگله دیش می باشد. تعداد تالیفات ملکزاد از مرز سی عنوان بالا می رود.
کلمات دیگر: