unpacked
بی ظرف
فارسی به انگلیسی
فرهنگ فارسی
بدون ظرف خالص ٠ بار بدون باردان
لغت نامه دهخدا
بی ظرف. [ ظَ ]( ص مرکب ) ( از: بی + ظرف ) بدون ظرف خالص. بار بدون باردان. ظرف دررفته. || آنکه تحمل و گنجایش ندارد. ( ناظم الاطباء ). کم حوصله. رجوع به ظرف شود.
کلمات دیگر: