کلمه جو
صفحه اصلی

امیغی

فرهنگ فارسی

( آمیغی ) مرکب حقیقی

لغت نامه دهخدا

( آمیغی ) آمیغی. ( ص نسبی ) مرکب ، مقابل بسیط. || مزجی. || حقیقی ، مقابل مجازی. ( برهان ).

پیشنهاد کاربران

آمیغی به معنی ذات ، سرشت ، راستی ، حقیقت

آمیغی یعنی یکی از اسماء پروردگار است که به معنی عصاره، ذات و بوجود آورنده هر چیزی است

یعنی خودرا از پاکی دانستن


کلمات دیگر: