کلمه جو
صفحه اصلی

اشابه

فرهنگ فارسی

موضعی است بنجد نزدیک الرمان

لغت نامه دهخدا

( اشابة ) اشابة.[ اُ ب َ ] ( ع اِ ) مردم بهم درآمیخته. ( صراح ). مردم بهم آمیخته از هر جنس. ( از منتهی الارب ). || مال مکسوبه مخلوط بحرام. ج ، اشائب. ( منتهی الارب ).

اشابة. [ اِ ب َ ] ( ع مص ) سپید کردن موی. ( تاج المصادر بیهقی ). سپید کردن سر را: اشاب رأسه و برأسه. ( منتهی الارب ). || خداوند فرزند پیر شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). صاحب فرزندان پیر شدن : اشاب الرجل. ( از منتهی الارب ). || پیر کردن.

اشابة. [ اَ ب َ ] ( اِخ ) موضعی است به نجد نزدیک الرمل. ( معجم البلدان ).

اشابة. [ اَ ب َ ] (اِخ ) موضعی است به نجد نزدیک الرمل . (معجم البلدان ).


اشابة. [ اِ ب َ ] (ع مص ) سپید کردن موی . (تاج المصادر بیهقی ). سپید کردن سر را: اشاب رأسه و برأسه . (منتهی الارب ). || خداوند فرزند پیر شدن . (تاج المصادر بیهقی ). صاحب فرزندان پیر شدن : اشاب الرجل . (از منتهی الارب ). || پیر کردن .


اشابة.[ اُ ب َ ] (ع اِ) مردم بهم درآمیخته . (صراح ). مردم بهم آمیخته از هر جنس . (از منتهی الارب ). || مال مکسوبه ٔ مخلوط بحرام . ج ، اشائب . (منتهی الارب ).


دانشنامه عمومی

آشابه. مختصات: ۴۰°۴۴′ شمالی ۷۰°۲۶′ شرقی / ۴۰٫۷۳۳°شمالی ۷۰٫۴۳۳°شرقی / 40.733; 70.433
آشابه جماعت و شهرکی با ۱۵٬۶۲۸ نفر جمعیت در ناحیهٔ اشت ولایت سغد است که در شمال غربی تاجیکستان قرار دارد.


کلمات دیگر: