کلمه جو
صفحه اصلی

بی صورت کردن

فارسی به انگلیسی

to ravish, to violate

فرهنگ فارسی

در تداول خراسان بمعنی بی بکارت کردن ٠ بی سیرت کردن ٠

لغت نامه دهخدا

بی صورت کردن.[ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول خراسان بمعنی بی بکارت کردن. بی سیرت کردن. رجوع به ترکیبات صورت شود.


کلمات دیگر: