حالت بی سوز ٠ بی حرارتی ٠ نداشتن سوز و گداز و هیجان ٠
بی سوزی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بی سوزی. ( حامص مرکب ) حالت بی سوز. بی حرارتی. نداشتن سوز و گداز و هیجان :
که صاحب حالتان یکباره مردند
ز بی سوزی همه چون یخ فسردند.
که صاحب حالتان یکباره مردند
ز بی سوزی همه چون یخ فسردند.
نظامی.
کلمات دیگر: