کلمه جو
صفحه اصلی

بی عوار

فرهنگ فارسی

بی عیب

لغت نامه دهخدا

بی عوار. [ ع ِ / ع َ / ع ُ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + عوار ) بی عیب :
اختیار دست او جود است جود بی ریا
اعتقاد رای او عدل است عدل بی عوار.
ناصرخسرو.
و رجوع به عوار شود.


کلمات دیگر: