زندان خانه اسیر خانه
اسیر جای
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اسیرجای.[ اَ ] ( اِ مرکب ) زندان خانه. اسیرخانه :
نگارخانه چین است این ، نه زلف و رُخ است
اسیرجای دل است این ، نه طره گیسوست.
نگارخانه چین است این ، نه زلف و رُخ است
اسیرجای دل است این ، نه طره گیسوست.
حیاتی گیلانی.
کلمات دیگر: