کلمه جو
صفحه اصلی

اسیره

لغت نامه دهخدا

( اسیرة ) اسیرة. [ اَ رَ ] ( اِخ ) ابن عمرو انصاری مکنی به ابوسلیط بدری. صحابی است.
اسیره. [ اُ س َ رَ ] ( ع اِ ) نامی از نامهای مردان عرب.

اسیره. [ ] ( اِخ ) بقول جغرافی نویسان عرب نام کوهی است در ماوراءالنهر درخطه شاشی. اصطخری گوید در این کوه معادن طلا، نقره ،قلع، فیروزه و کانهای دیگر و نیز یک نوع سنگ سیاه ( شاید زغال سنگ باشد ) یافت شود. ( قاموس الاعلام ترکی ).

اسیره . [ ] (اِخ ) بقول جغرافی نویسان عرب نام کوهی است در ماوراءالنهر درخطه ٔ شاشی . اصطخری گوید در این کوه معادن طلا، نقره ،قلع، فیروزه و کانهای دیگر و نیز یک نوع سنگ سیاه (شاید زغال سنگ باشد) یافت شود. (قاموس الاعلام ترکی ).


اسیره . [ اُ س َ رَ ] (ع اِ) نامی از نامهای مردان عرب .


اسیرة. [ اَ رَ ] (اِخ ) ابن عمرو انصاری مکنی به ابوسلیط بدری . صحابی است .



کلمات دیگر: