بی همتا . بی نظیر . بی مانند .
بی شبیه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بی شبیه. [ ش َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی «فارسی » +شبیه «عربی » ) بی همتا. بی نظیر. بی مانند :
میر ابوالفضل کز فتوت و فضل
در جهان بی شبیه و بی همتاست.
میر ابوالفضل کز فتوت و فضل
در جهان بی شبیه و بی همتاست.
فرخی.
و رجوع به شبیه شود.کلمات دیگر: