کلمه جو
صفحه اصلی

تیهان

لغت نامه دهخدا

تیهان. [ ت َ ی َ ] ( ع مص ) گمراه گردیدن و رفتن به هر جای سرگردان. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). حیران شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). تَیه. تِیه. ( ناظم الاطباء ). رجوع به همین کلمه شود.

تیهان. [ ت َ ] ( ع ص ) گمراه و سرگردان. نعت است از تَیهَان وتَیه. ( منتهی الارب ). گمراه و سرگردان. ( آنندراج ).

تیهان. ( ع اِ ) شرابی محلل که بدان مداوا کنند. ( از اقرب الموارد ).

تیهان. [ ت َ / ت َی ْ ی ِ ] ( ع ص ) متکبر. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). لاف زننده و تکبرنماینده. ( ناظم الاطباء ).

تیهان. [ ت َی ْ ی ِ ] ( اِخ ) نام پدر ابوالهیثم ملک صحابی انصاری است. ( منتهی الارب ).

تیهان . (ع اِ) شرابی محلل که بدان مداوا کنند. (از اقرب الموارد).


تیهان . [ ت َ ] (ع ص ) گمراه و سرگردان . نعت است از تَیهَان وتَیه . (منتهی الارب ). گمراه و سرگردان . (آنندراج ).


تیهان . [ ت َ / ت َی ْ ی ِ ] (ع ص ) متکبر. (از اقرب الموارد) (از المنجد). لاف زننده و تکبرنماینده . (ناظم الاطباء).


تیهان . [ ت َ ی َ ] (ع مص ) گمراه گردیدن و رفتن به هر جای سرگردان . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). حیران شدن . (تاج المصادر بیهقی ). تَیه . تِیه . (ناظم الاطباء). رجوع به همین کلمه شود.


تیهان . [ ت َی ْ ی ِ ] (اِخ ) نام پدر ابوالهیثم ملک صحابی انصاری است . (منتهی الارب ).



کلمات دیگر: