که غفلت نکند . بدون غفلت و بیخبری . هوشیار.
بی غفلت
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بی غفلت. [ غ َ / غ ِ ل َ ] ( ص مرکب ) که غفلت نکند. بدون غفلت و بی خبری. هوشیار :
گیتی بسان خاطر بی غفلت
پر نور نفع و خیر ازیرا شد.
گیتی بسان خاطر بی غفلت
پر نور نفع و خیر ازیرا شد.
ناصرخسرو.
رجوع به غفلت شود.کلمات دیگر: