کلمه جو
صفحه اصلی

الامه

فرهنگ فارسی

بسیار ملامت کردن . ملامت کردن .

لغت نامه دهخدا

( الامة ) الامة.[ اِ م َ ] ( ع مص ) بسیار ملامت کردن. ( منتهی الارب ). ملامت کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || کاری کردن که بر آن ملامت کنند. ( منتهی الارب ). سزاوار ملامت کسی شدن. ( از تاج المصادر بیهقی ). سزاوار ملامت گردیدن. ( منتهی الارب ). || خداوند ملامت شدن. || خداوند کار ملامت ناک شدن. ( منتهی الارب ).

الامة.[ اِ م َ ] (ع مص ) بسیار ملامت کردن . (منتهی الارب ). ملامت کردن . (تاج المصادر بیهقی ). || کاری کردن که بر آن ملامت کنند. (منتهی الارب ). سزاوار ملامت کسی شدن . (از تاج المصادر بیهقی ). سزاوار ملامت گردیدن . (منتهی الارب ). || خداوند ملامت شدن . || خداوند کار ملامت ناک شدن . (منتهی الارب ).



کلمات دیگر: