درخشانیدن شمشیر . ربودن حق .
الاحه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( الاحة ) الاحة. [ اِ ح َ ] ( ع مص ) درخشانیدن شمشیر. || ربودن حق. || هلاک کردن کسی را. ( منتهی الارب ). هلاک کردن. || آشکار گردیدن. || درخشیدن برق بی پراکندگی. || درخشیدن و پیدا شدن سهیل. ( منتهی الارب ). درخشیدن ستاره. ( تاج المصادر بیهقی ). || ترسیدن. ( منتهی الارب ) ( مصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). || پرهیز کردن. ( منتهی الارب ).
الاحة. [ اِ ح َ ] (ع مص ) درخشانیدن شمشیر. || ربودن حق . || هلاک کردن کسی را. (منتهی الارب ). هلاک کردن . || آشکار گردیدن . || درخشیدن برق بی پراکندگی . || درخشیدن و پیدا شدن سهیل . (منتهی الارب ). درخشیدن ستاره . (تاج المصادر بیهقی ). || ترسیدن . (منتهی الارب ) (مصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). || پرهیز کردن . (منتهی الارب ).
کلمات دیگر: