کلمه جو
صفحه اصلی

مستطرفه

فرهنگ فارسی

( اسم صفت ) مونث مستطرف

لغت نامه دهخدا

( مستطرفة ) مستطرفة. [ م ُ ت َ رَ ف َ ] ( ع ص ) تأنیث مستطرف که نعت مفعولی است از استطراف. رجوع به مستطرف و استطراف شود. || آنکه خانه زاد نباشد و از نتایج صاحب خود نبود. ( منتهی الارب ).

مستطرفة. [ م ُ ت َ رَ ف َ ] (ع ص ) تأنیث مستطرف که نعت مفعولی است از استطراف . رجوع به مستطرف و استطراف شود. || آنکه خانه زاد نباشد و از نتایج صاحب خود نبود. (منتهی الارب ).



کلمات دیگر: