مخفف بندگاه . گذرگه
بندگه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بندگه. [ ب َ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) مخفف بندگاه. گذرگه :
که هر کشتیی کو بدین جا رسید
از این بندگه رستگاری ندید.
که هر کشتیی کو بدین جا رسید
از این بندگه رستگاری ندید.
نظامی.
رجوع به بندگاه شود.کلمات دیگر: