میر ابوالبقا از قصب. تفرش است مردی است خوش رفتار و مودب و شوخ طبع خالی از نفاق و دورویی ٠
بقایی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بقایی. [ ب َ ] ( اِخ ) از سخن سنجان قهستان است و شاعری خوش بیان و در فن معانی و بیان استاد. از اوست :
بدور حسن تو پرسند گر ز مردم راست
ز صد هزار نگوید یکی دلم برجاست.
که جسم اگرچه خموش است جانشان گویاست.
بقایی.[ ب َ ] ( اِخ ) محمد حسین خلف یادگار بیگ حالتی. از فضلاء شعرا بود و بناگاه جنونی بر او رسید که پدر خود را مسموم ساخت و بقصاص جان خود نیز باخت. از اوست :
دل زارم عبیر رحمت جاوید می سازد
بمن از ناز افشاند اگر آن گرد دامان را.
بقایی. [ ب َ ] ( اِخ ) معروف به مولانا بقایی کمانگر. از اوست :
لب بدندان چه گزی از پی خاموشی من
ناله ام را چو سبب آن لب و دندان شده است.
سر بدیوانگی برآوردم.
بقایی. [ ب َ ] ( اِخ ) میرابوالبقا، از قصبه تفرش است. مردی است خوش رفتار ومؤدب و شوخ طبع، خالی از نفاق و دورویی. از اوست :
نسیم صبح چو بویی ز زلف یار گرفت
جهان ز نکهت او بوی نوبهار گرفت.
رجوع به تذکره مجمعالخواص شود.
بدور حسن تو پرسند گر ز مردم راست
ز صد هزار نگوید یکی دلم برجاست.
( از صبح گلشن ).
بکشتگان ره عشق بی خبر مگذرکه جسم اگرچه خموش است جانشان گویاست.
( از قاموس الاعلام ترکی ).
بقایی.[ ب َ ] ( اِخ ) محمد حسین خلف یادگار بیگ حالتی. از فضلاء شعرا بود و بناگاه جنونی بر او رسید که پدر خود را مسموم ساخت و بقصاص جان خود نیز باخت. از اوست :
دل زارم عبیر رحمت جاوید می سازد
بمن از ناز افشاند اگر آن گرد دامان را.
( از صبح گلشن ).
بقایی. [ ب َ ] ( اِخ ) معروف به مولانا بقایی کمانگر. از اوست :
لب بدندان چه گزی از پی خاموشی من
ناله ام را چو سبب آن لب و دندان شده است.
( از صبح گلشن ).
تا بزلف تو سر درآوردم سر بدیوانگی برآوردم.
( از مجالس النفایس ).
و رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج 2 شود.بقایی. [ ب َ ] ( اِخ ) میرابوالبقا، از قصبه تفرش است. مردی است خوش رفتار ومؤدب و شوخ طبع، خالی از نفاق و دورویی. از اوست :
نسیم صبح چو بویی ز زلف یار گرفت
جهان ز نکهت او بوی نوبهار گرفت.
رجوع به تذکره مجمعالخواص شود.
بقایی . [ ب َ ] (اِخ ) از سخن سنجان قهستان است و شاعری خوش بیان و در فن معانی و بیان استاد. از اوست :
بدور حسن تو پرسند گر ز مردم راست
ز صد هزار نگوید یکی دلم برجاست .
بکشتگان ره عشق بی خبر مگذر
که جسم اگرچه خموش است جانشان گویاست .
بدور حسن تو پرسند گر ز مردم راست
ز صد هزار نگوید یکی دلم برجاست .
(از صبح گلشن ).
بکشتگان ره عشق بی خبر مگذر
که جسم اگرچه خموش است جانشان گویاست .
(از قاموس الاعلام ترکی ).
بقایی . [ ب َ ] (اِخ ) معروف به مولانا بقایی کمانگر. از اوست :
لب بدندان چه گزی از پی خاموشی من
ناله ام را چو سبب آن لب و دندان شده است .
تا بزلف تو سر درآوردم
سر بدیوانگی برآوردم .
و رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج 2 شود.
لب بدندان چه گزی از پی خاموشی من
ناله ام را چو سبب آن لب و دندان شده است .
(از صبح گلشن ).
تا بزلف تو سر درآوردم
سر بدیوانگی برآوردم .
(از مجالس النفایس ).
و رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج 2 شود.
بقایی . [ ب َ ] (اِخ ) میرابوالبقا، از قصبه ٔ تفرش است . مردی است خوش رفتار ومؤدب و شوخ طبع، خالی از نفاق و دورویی . از اوست :
نسیم صبح چو بویی ز زلف یار گرفت
جهان ز نکهت او بوی نوبهار گرفت .
رجوع به تذکره ٔ مجمعالخواص شود.
بقایی .[ ب َ ] (اِخ ) محمد حسین خلف یادگار بیگ حالتی . از فضلاء شعرا بود و بناگاه جنونی بر او رسید که پدر خود را مسموم ساخت و بقصاص جان خود نیز باخت . از اوست :
دل زارم عبیر رحمت جاوید می سازد
بمن از ناز افشاند اگر آن گرد دامان را.
دل زارم عبیر رحمت جاوید می سازد
بمن از ناز افشاند اگر آن گرد دامان را.
(از صبح گلشن ).
دانشنامه عمومی
بقایی نام خانوادگی افراد زیر است:
حمید بقایی، سیاستمدار ایرانی
مظفر بقائی، از بنیان گذاران جبهه ملی ایران
حسن بقایی، از سرلشکران دورهٔ نخست وزیری محمد مصدق
بهروز بقایی، بازیگر، کارگردان و فیلمنامه نویس ایرانی
عبدالمجید بقایی، از اعضای سپاه پاسداران
حبیب بقایی، از فرماندهان نیروی هوایی ارتش
محمد بقایی، معروف به ماکان نویسنده و اقبال شناس ایرانی
حمید بقایی، سیاستمدار ایرانی
مظفر بقائی، از بنیان گذاران جبهه ملی ایران
حسن بقایی، از سرلشکران دورهٔ نخست وزیری محمد مصدق
بهروز بقایی، بازیگر، کارگردان و فیلمنامه نویس ایرانی
عبدالمجید بقایی، از اعضای سپاه پاسداران
حبیب بقایی، از فرماندهان نیروی هوایی ارتش
محمد بقایی، معروف به ماکان نویسنده و اقبال شناس ایرانی
wiki: بقایی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] بقایی (ابهام زدایی). بقایی ممکن است اسم برای اشخاص ذیل باشد: • مظفر بقایی کرمانی، سیاستمدار، وکیل مجلس و رهبر حزب زحمت کشان ملت ایران• محمدعارف بقایی بخارایی، سخنور فارسی گوی قرن دهم و یازدهم
...
...
wikifeqh: بقایی_(ابهام_زدایی)
پیشنهاد کاربران
reyhane baghaee
بقائی
کلمات دیگر: