بقی بن مخلد حافظ اندلسی .
بقی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بقی. [ ب َ ق ْی ْ ] ( ع مص ) انتظار کشیدن کسی را و نگریستن به سوی وی ، واوی و یایی است. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). و فی الحدیث : بقینا رسول اﷲ صلی اﷲ علیه وسلم ؛ ای انتظرناه. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).
بقی. [ ب َ قا ] ( ع مص ) بقاء. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به بقاء شود.
بقی. [ ب َ ] ( اِخ ) بقی بن مخلد حافظ اندلسی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به ابوعبدالرحمن بقی بن مخلد اندلسی قرطبی شود.
بقی. [ ب َ قا ] ( ع مص ) بقاء. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به بقاء شود.
بقی. [ ب َ ] ( اِخ ) بقی بن مخلد حافظ اندلسی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به ابوعبدالرحمن بقی بن مخلد اندلسی قرطبی شود.
بقی . [ ب َ ] (اِخ ) بقی بن مخلد حافظ اندلسی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به ابوعبدالرحمن بقی بن مخلد اندلسی قرطبی شود.
بقی . [ ب َ ق ْی ْ ] (ع مص ) انتظار کشیدن کسی را و نگریستن به سوی وی ، واوی و یایی است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). و فی الحدیث : بقینا رسول اﷲ صلی اﷲ علیه وسلم ؛ ای انتظرناه . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).
بقی . [ ب َ قا ] (ع مص ) بقاء. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به بقاء شود.
دانشنامه عمومی
بقی یک روستا در ایران است که در دهستان فشارود واقع شده است. بقی ۷۰ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای ایران
فهرست شهرهای ایران
wiki: بقی
کلمات دیگر: