کلمه جو
صفحه اصلی

تونیر

لغت نامه دهخدا

تونیر. [ ت َ ] (ع مص ) بلند کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).


تونیر. [ ت َ ] ( ع مص ) بلند کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

تونیر. ( اِ ) کاغذی که از ختا و ختن می آورند. ( ناظم الاطباء ).

تونیر. (اِ) کاغذی که از ختا و ختن می آورند. (ناظم الاطباء).



کلمات دیگر: