سخت شگفت انگیز گوینده ٠ عجیب گوی
بوالعجب گوی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بوالعجب گوی. [ بُل ْ ع َ ج َ ] ( نف مرکب ) سخت شگفت انگیزگوینده. عجیب گوی :
یکی گوش کودک بمالید سخت
که ای بوالعجب گوی برگشته بخت.
یکی گوش کودک بمالید سخت
که ای بوالعجب گوی برگشته بخت.
سعدی.
رجوع به بلعجب گوی شود.کلمات دیگر: