( اسم ) جمع مسلول در حالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ) .
مسلولین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مسلولین. [ م َ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ مسلول. ( در حالت نصبی و جری ). گرفتاران بیماری سل. ( ناظم الاطباء ). کسانی که به ناخوشی سل دچارند. مبتلایان به بیماری سل.
- آسایشگاه مسلولین ؛ محلی که مبتلایان به بیماری سل در آنجا استراحت میکنند.
- بیمارستان مسلولین ؛ بیمارستانی که مبتلایان به بیماری سل را آنجا بستری و درمان کنند.
- آسایشگاه مسلولین ؛ محلی که مبتلایان به بیماری سل در آنجا استراحت میکنند.
- بیمارستان مسلولین ؛ بیمارستانی که مبتلایان به بیماری سل را آنجا بستری و درمان کنند.
کلمات دیگر: